أسرار آل محمد عليهم السلام / ترجمه كتاب سليم ؛ ؛ ص324
شيعه و ناصبى و مستضعف
اشعث گفت: بخدا قسم، اگر مسأله اين طور كه تو مى گويى باشد همه امت محمد، جز تو و شيعيانت، هلاك شده اند؟
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اى پسر قيس، بخدا قسم همان طور كه مى گويم حق با من است. ولى از امت جز ناصبيان و بيعت شكنان و زورگويان و انكاركنندگان و معاندان هلاك نمى شوند. كسى كه به توحيد تمسّك جويد و به محمد صلى اللَّه عليه و آله و اسلام اقرار نمايد و از دين خارج نشود و ظالمان را بر عليه ما كمك نكند و عداوت و دشمنى بر عليه ما را در دل نگيرد، ولى در باره خلافت شكّ داشته باشد و اهل آن و واليانش را نشناسد و به ولايت ما معرفت نداشته باشد و به عداوت با ما هم معتقد نباشد، چنين كسى مسلمان مستضعفى است كه رحمت خدا در باره او اميد مى رود و از جهت گناهانش بر او ترسيده مى شود[1].
ايمان و كفر ( ترجمه كتاب الإيمان و الكفر بحار الأنوار جلد 64 / ترجمه عطاردى) ؛ ج 2 ؛ ص378
3- عبد اللَّه بن سنان گويد: امام صادق عليه السّلام فرمودند: ناصبى آن نيست كه ما خاندان را دشمن بدارد، شما كسى را مشاهده نمى كنيد كه بگويد من محمد و آل محمد را دشمن مى دارم، ناصبى كسى است كه شما (یعنی شیعیان) را دشمن مى دارد و مى داند كه شما ما را دوست داريد و از شيعيان ما بشمار مى رويد.[2]
ايمان و كفر ( ترجمه كتاب الإيمان و الكفر بحار الأنوار جلد 64 / ترجمه عطاردى) ؛ ج 2 ؛ ص378
مفضل بن عمر گويد: امام صادق از پدرش عليهما السّلام روايت مى كند كه فرمودند: خداوند متعال على عليه السّلام را بين خود و مردم نشانه قرار داده است و هر كس از او پيروى كند مؤمن است و هر كس با او مخالفت كند و حقش را انكار نمايد كافر مى باشد، و هر كس در او شك كند مشرك به حساب مى آيد.[3]
ايمان و كفر ( ترجمه كتاب الإيمان و الكفر بحار الأنوار جلد 64 / ترجمه عطاردى) ؛ ج 2 ؛ ص380
18- موسى بن محمد گويد: به ابو الحسن عليه السّلام نوشتم: آيا ناصبى جز اينكه ديگران را بر على عليه السّلام در امامت مقدم مى دارد علامت ديگرى هم دارد، فرمودند:
تقديم آنها بر على يكى از دلائل نصب است و همين بر ناصبى بودن كفايت مى كند.[4]
[1] ( 32) اين عبارات در« ج» چنين است: و امّا كسى كه به توحيد و اقرار به محمد صلى اللَّه عليه و آله و اسلام تمسّك نمايد و از ولايت ائمه عليهم السّلام خارج نشود و ظالمان را بر عليه ما كمك نكند و دشمنى ما را معتقد نباشد، چنين كسى مسلمان ضعيفى است كه براى او اميد رحمت از جانب خداى عز و جل داريم و از گناهانش بر او مى ترسيم.
[2] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ايمان و كفر ( ترجمه كتاب الإيمان و الكفر بحار الأنوار جلد 64 / ترجمه عطاردى)، 2جلد، انتشارات عطارد - تهران، چاپ: اول، 1378 ش.
[3] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ايمان و كفر ( ترجمه كتاب الإيمان و الكفر بحار الأنوار جلد 64 / ترجمه عطاردى)، 2جلد، انتشارات عطارد - تهران، چاپ: اول، 1378 ش.
[4] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ايمان و كفر ( ترجمه كتاب الإيمان و الكفر بحار الأنوار جلد 64 / ترجمه عطاردى)، 2جلد، انتشارات عطارد - تهران، چاپ: اول، 1378 ش.
برچسب:
نویسنده: هلیا کاظمی